همیشه در عاشورا فکر می کردم که چقدر خداوند متعال حسین (ع) را دوست دارد که با این افتخار عظیم و در این میدان
که چشم اول و اخرین ادم به آن است او را به دیدار خود نائل کرد .
اما امسال در این عاشورا فهمیدم که خداوند چقدر ما را دوست دارد که به خاطر هدایت ما و آرزوی دیدار ما بهترین بنده اش را ان هم به طرز عجیب و هولناکی به قتلگاه کشانید
ان جا که فرمود :حسین من تو را سربریده از قفا و قطعه قطعه شده در روی بیابان کربلا به همراه کشته شدگان در راهت از پسران و برادرانت و اصحابت می خواهم.
و ما چقدر غافلیم از این عشق خدا به خودمان
وای بر ما با اینکه عاشورا هر سال تکرار می شود
و خدا در آن می گوید : بندگان من و مومنان حقیقی من دوستتان دارم
ولی ما معنای عشق خدا را نمی فهمیم
عشقی به سرخی خون حسین در ظهر عاشورا
حسین(ع)
و تو نامی برتر از این نام به این عالم دیده ای؟
نامی که اولین ادم را به گریه واداشت و تا آخرین انسان به احترام عشق او به خدایش
گریه خواهند کرد
نبرد او نبرد خدای خوبیها است با بدترین بدیها در جهان
و تمام نبردها را تحت الشعاع خود قرار می دهد
آقای من
و من شاهد این نبردم هر روز و باید تکلیفم را با خود روشن کنم
در هر لحظه که آیا من در این نبرد با توام یا با بدیها و ظلمات؟!!
ای نور چشمم
ای حبیب من
ای حسین ای مولای من
قلبم مملو از عشق توست
همین کافی نیست که بدانم با توام یا نه ؟
عشقی که آتش می زند مرا و به توجه و تحرک به سوی خوبیها وا می دارد
که در این روزگار در هر لحظه ی عاشورای ام می خواهم که در میان سپاه تو باشم و
می خواهم که مرا قبول کنی
عزیز من
مر اقبول کن
جوان
یک نام و یک دوره از عمری که همه عاشقش هستند
همه دوستش دارند و در حسرت لحظه لحظه هایش چه شعرها و چه ناله ها و چه سخن هایی که گفته نشده
یک جوان کامل
یک نام و یک شخصیت استثنایی که در جوانی زندگی کرد و در جوانی با پروازش به سوی حق همیشه جوان ماند و همیشه جوان می ماند و همیشه جوان خواهد ماند
علی اکبر (ع)![]()
شبیه ترین جوان به پیامبر خاتم(ص)
از نظر خلقی و خلقی (فتح خاء) و منطقی
این سه خصوصیت باید در یک جوان باشد که جوان کامل نامیده شود
این خلق (با فتح خاء) نیز عنایتی از طرف خدا بود تا دیگر کسی به ظاهر ایراد وارد نکنه و بگوید که نخیر علی اکبر کجا و پیامبر کجا
همه چیزش شبیه بود و برای ما نمونه و الگویی بعد از پیامبر که بگوید شما هم می توانید خلق تان (به ضم خاء) و منطقتان پیامبر گونه باشد و بله واقعا می شود. و دیگر نباشد کسی که بگوید نه پیامبر کجا و ما کجا
آه ای حسین (ع)
نمی دانم در نگاههای اخرت به این جوان رعنا چه بر قلب شریفت گذشت و چه دعایی کردی و چه داغی تحمل کردی..
اما ذره ای از ان آه مرا بس است که پی در پی اشک بریزم و بگویم ای حسین ای مولای من آجرک الله در فقدان علی اکبرت
دعا کن که بعد از علی اکبرت اسلام هزاران علی اکبر بر خود ببیند تا شاید گوشه ای از این داغ شما را تسلی دهد
آمیییییییییییییین![]()
حالا که کودکی کوچک و شیر خواره دارم می توانم درد دل خانم رباب را با تمام وجود درک کنم
بی بی ام من اگر کودکم در آغوش است و آب هم فراوان اما یک لحظه نمی رود از یادم غصه های تو و این چند خط از قاصدک تقدیم آستانت ![]()
علی اصغرم
لای لایی بخواب ای کودک بی تاب مادر
علی اصغرم ای ماه مادر
بعد تو گهواره خالی است
دیگر نمی اید چرا
صدای گریه های بی امانت
شاید آرام شدی در اغوش بابا
یا که سیراب کرده اند تور ا
چرا نمی آیی دوباره ؟
به آغوش مادر خود ای ماه پاره
عزیزم بعد تو دیگر نمی خواهم جهان را
ببینم کودکان را
علی اصغرم لای لایی بخواب ای جان مادر
جرا نمی گیری سراغ از مادرت ای جان بابا
چرا گریه؟ چرا اشک؟
به راستی دیدن چه منظره ای تورا از سویدا و عمق دلت به گریه وا می دارد و اشکهایت را بر گونه ایت عبور می دهد؟
به راستی چرا با ید گریه کنیم؟
دیدن و به تماشا نشستن منظره ای پر از خون و غصه ی جدایی دلیلی قوی برای اشک ریختن آن هم بعد از هزار واندی سال می شود؟!!
نه
باید به دنبال دلیلی دیگر باشم
چرا ؟
با دیدن این روایت که اشک ریختن بر حسین آنهم به اندازه ی بال پشه ای نزد خدای متعال اجر و پاداش عظیم دارد
مرا به شگفتی بیشتری فرو برده است!!
نه اینکه بگویم این سوالها مرا از گریه واداشته است
نه به خدا قسم نه
این شگفتی و این همه سوال
امسال شوری در دلم ایجاد شده که در این دهه نشسته و ایستاده گریه می کنم
و
خود نمی دانم
چرا ؟
گریه فقط وقتی امان از دلت می برد ونفس از جانت می بًٌٌرد که معنای اشک ریختن را بدانی
و من هنوز نمی دانم
قاصدک از اشکهایش معنای تغییر می گیرد
یک چیزی از درون او را به جوشش واداشته است
و هنوز در تفکر اشک ریختن هاغوطه ور است. آیا کسی از دوستان هست که گریه کند و معنای گریه اش چیزی به غیر از خودش باشد؟!!اگر این باشد که بداند قاصدک دوستدار اوست و در این محرم و در این وبلاگ سوالهایش را در طبقی گزارده از او پذیرایی می کندو رسم مهمان نوازی این است که قاصدک را به جواب سوالهایش خشنود سازی
سلام
چقدر تا به حال خود خودت به تنهایی به شخصیت و راز ماندگاری و عشق ابالفضل (ع) به سالار شهیدان فکر کردی؟
چه رازی در این عشق وجود داره؟
چرا اون دنیا تمام شهدا باید به این موقعیت حضرت عباس (ع) غبطه بخورند؟
این عشق حضرت عباس خیلی از گره های ادمها را باز کرده
مسلمان ارمنی مسیحی هر کسی که گفته: یا عباس ادرکنی
متعجبم از کار حضرتش
اینکه اون دنیا تمام پرونده ها و تمام آمد و شدها وهمه تذکره ها وهمه مجوز ها قبل از رسیدن خدمت مولا حسین (ع) باید از امضا و مهر حضرت عباس بهره مند باشه
گویا آقا حسین (ع) کسی رو که حضرت عباس قبولش کرده و معنای عشقش به حسین رو مورد اندازه گیری و سبک سنگین کردن قرار داده مورد نظر لطف و عنایتش قرار می ده
عجیب اینکه عشق به حسین رو از پنچره دید حضرت عباس باید گذراند
انگار تعریف عشق به حسین(ع) رو باید از عباس (ع) بیاموزی
واقعا این انسان چه کرده با روحش که به این درجه از مقام عظمی عشق رسیده!!!!؟؟؟
قاصدک از کار عشق بازی حضرت ابالفضل العباس (ع) حتی به اندازه یک قاصدک کوچک هم چیزی نفهمید
پس فقط چاره رو در سکوت دید
ای وای من اگر بیایم وننویسم زتو
ای بی بی کوچک بیابان کربلا
شهر را بگردم اندر ماتم تو
ای کوچه کوچه رفته پی کاروان کربلا
ای کودک سه ساله حسین
ای شمع تار خرابه
ای مادر سه ساله بابا
ای شبیه ترین به مادر حسین
اشکم شود هر لحظه سرازیر
وقتی ببینمت که
ز زخم و کبودی تنت
چون غنچه نشکفته به بستان کربلا
قاصدک این شعر ناقابل رو به همراه این سلام ناقابل راهی آرامگه طفل سه ساله امام حسین (ع) در شام می کند.
السلام علیک یا بنت حسین بن علی (ع) یا حضرت رقیه (س) اشفعی لنا
× لحظه های عاشورایی من فقط عشق حسین به سر دارد
× کسی مثل پیامبر (ص)
× تقدیم به خانم رباب(س)
× در تفکر اشک ریختن ها
× ابالفضل یعنی کلید عشق بازی با حسین(ع)
× بی بی سه ساله السلام
× فصل عشق آموزی
× بودن یا نبودن مساله این است!!
× نامه ای خدمت مدیریت سایت بلاگفا
× ای بهترین یار مرا تنها مگذار
× و من سرباز آقا امام زمان(عج) شدم
× سربازی آقا امام زمان را با چه بدست اوردم؟!!!(2)
× لیاقت سربازی اقا امام زمان را با چه بدست آوردم!!
× ارمغان برف
× سلام به پیوندها
× پیوندها لینکدونی خانه دوستان
× لبها دروازه های قصر ایمن(ولسانا وشفتین)
× نشانی از دوست(8)
× همیشه یا علی


